نوشته شده توسط : (...)

در پشت این دیوار سنگی

صدای پایی میشنوم...

چه آسوده

چه آرام

چه بی خیال میگذرد

و صدای قلبم

را میشنوم

چه نالان

چه اندوهگین

به خود میگوید

دیگه برنمیگرده

برنمیگرده...

(...)



:: بازدید از این مطلب : 276
|
امتیاز مطلب : 125
|
تعداد امتیازدهندگان : 34
|
مجموع امتیاز : 34
تاریخ انتشار : دو شنبه 2 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : (...)

من و من

من و تنهایی هام

من و این همه خاطره

من و این پنجره غم زده

من و این روزای خاکستری

من و شبهای بی مهر زمستانی

به یاد تو میشکنیم و باز به یاد تو

صبحی دیگر را به امید با تو بودن

شروع میکنیم

و این آغاز یک تکرار است

(...)




:: بازدید از این مطلب : 285
|
امتیاز مطلب : 153
|
تعداد امتیازدهندگان : 38
|
مجموع امتیاز : 38
تاریخ انتشار : دو شنبه 2 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : (...)

برای راه رفتن تو مسیر تنهایی پاهای قوی باید داشت
برای بخشیدن تو قلبی بزرگ باید داشت
برای فهمیدن یه عاشق شکسته احساس باید داشت
برای روبرو شدن با تاریکی فانوس باید داشت
و برای فراموش کردن تو قلبی از آهن باید داشت

(...)



:: بازدید از این مطلب : 232
|
امتیاز مطلب : 136
|
تعداد امتیازدهندگان : 35
|
مجموع امتیاز : 35
تاریخ انتشار : دو شنبه 2 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : (...)

نمیخواستم تنها باشم

تنهایی را در خودم سهیم کردم

و نمیدانستم

که تنهایی

من را نیز از من

خواهد گرفت

(...)



:: بازدید از این مطلب : 260
|
امتیاز مطلب : 104
|
تعداد امتیازدهندگان : 26
|
مجموع امتیاز : 26
تاریخ انتشار : دو شنبه 2 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : (...)

مترسک دستهایش را به سوی آسمان میبرد

کلاغها پرواز میکنند

آسمان برایش گریه میکند

و گندم زار سبز

زرد

و خشک میشود

اما

تنهایی مترسک همیشگی است

(...)



:: بازدید از این مطلب : 296
|
امتیاز مطلب : 111
|
تعداد امتیازدهندگان : 31
|
مجموع امتیاز : 31
تاریخ انتشار : دو شنبه 2 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : (...)

من و تو

هرگز

در کنار هم نخواهیم بود

شاید غمگین

شاید بی احساس

ولی من

خواهم رفت

این عشق را

باری دیگر

باور نخواهم کرد

(...)



:: بازدید از این مطلب : 240
|
امتیاز مطلب : 69
|
تعداد امتیازدهندگان : 19
|
مجموع امتیاز : 19
تاریخ انتشار : دو شنبه 2 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : (...)

شبی در خواب

به دنبال یک سایه میدوم

صدای غرش ابر

درخشش ماه

چه کم نور

و خفه شده پشت ابر

جغد شب به من اعتراض میکند

گرگی برایم ناله میکند

مرا از خود میداند

و من

دورتر از خودم

به دنبال سایه ای میدوم

سایه دنبال برکه ای محو میشود

و من

با موجودی در آب

چیزی شبیه به خودم

غریبانه تنها می مانم

(...)



:: بازدید از این مطلب : 307
|
امتیاز مطلب : 77
|
تعداد امتیازدهندگان : 20
|
مجموع امتیاز : 20
تاریخ انتشار : دو شنبه 2 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : (...)

یک مشت ستاره

یک ماه شب چهارده

چند شاخه گل رز

یک مرداب

پر از نیلوفر آبی

یک آغوش محبت

و روح سرد من

تقدیم تو باد

(...)



:: بازدید از این مطلب : 281
|
امتیاز مطلب : 79
|
تعداد امتیازدهندگان : 20
|
مجموع امتیاز : 20
تاریخ انتشار : دو شنبه 2 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : (...)



:: بازدید از این مطلب : 276
|
امتیاز مطلب : 100
|
تعداد امتیازدهندگان : 25
|
مجموع امتیاز : 25
تاریخ انتشار : دو شنبه 2 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : (...)

بین من و تو

یک خط تیره

یک فاصله

تو به سوی بینهایت

و من در نقطه آغاز

تو بی پروا میروی

و من

فقط تورا مینگرم

و هیچ پلکی نمیزنم

شاید این

آخرین دیدار باشد

.

.

.

(...)



:: بازدید از این مطلب : 715
|
امتیاز مطلب : 106
|
تعداد امتیازدهندگان : 27
|
مجموع امتیاز : 27
تاریخ انتشار : دو شنبه 2 اسفند 1389 | نظرات ()

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد